|
ستاره ی سُها خدایا چنان کن سرانجام کار / تو خشنود باشی و ما رستگار
| ||
|
حیران تمام سوال ها و چرایی های ذهنم. نگران و سرگردان. نگران از اینکه چی می شود و چه پیش خواهد آمد. نا امید ناامید. عزم سفری شدم که می دانستم جز خستگی چیزی برایم ندارد. اما به عشق آقایی رفتم که صحن و سرایش زیبایست و آرامش. رفتم به دیدن ضامن آهو . رفتم تا نذر کنم که ضامن مرد نجیب من هم بشود. نمی دانم نذرم را بپذیرد یا نه؟؟؟؟ اما من به مهربانی آقای رئوفم چشم دارم. هر چند نا امید ناامیدم. میان این سفر یک مسیحی جواب تمام سوال های مرا می دهد که چرا همیشه خواستم و نشد... فقط با یک جمله از کتاب مقدسش می گوید: خداوند می گوید" اگر دو بنده ی من روی زمین هم زمان یک خواسته را از من بخواهند به یقین خواسته آنها را اجابت می کنم. و من همیشه خواستم و نشد چرا که تنها خواسته ام.... [ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:18 ] [ سها ]
در دو چشمش گناه مي خنديد بر رخش نور ماه مي خنديد در گذرگاه آن لبان خموش شعله ئي بي پناه مي خنديد
شرمناك و پر از نيازي گنگ با نگاهي كه رنگ مستي داشت در دو چشمش نگاه كردم و گفت: بايد از عشق حاصلي برداشت
سايه ئي روي سايه ئي خم شد در نهانگاه رازپرور شب نفسي روي گونه ئي لغزيد بوسه ئي شعله زد ميان دو لب
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:0 ] [ سها ]
هر روز پاییزه/ هرهفته پاییزه/ هرماه پاییزه/هرسال پاییزه/ من کاسه صبرم این کاسه لبریزه. این کاسه لبریزه این کاسه لبریزه ای کاسه لبریزه [ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 11:20 ] [ سها ]
شنیدی که میگن اگه غصه نخوریم غصه ما رو می خوره؟؟؟ این روزها فقط غصه می خورم. می خوام اونقدر غصه بخورم که دیگه جا نداشته باشم. [ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 ] [ 20:10 ] [ سها ]
دیربازیست که شادی از کوچه تنگ دل من رد نشده. ترسم از این است , اگر بیاید دیگر من نمی شناسمش.... [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 10:35 ] [ سها ]
من جدا در خود می سوزم تو جدا و هیچ کدام به روی هم نمی آوریم دلتنگیمان را. فقط در عطر اقاقیای تن هم گم می شویم. وگاه گاهی که دیداری رخ می دهد بهم خیره نمی شویم هراس این را داریم که در نی نی چشمان هم، خویش را ببینیم که پر از بغضیم. ما ز هم دوریم از وحشت آینده ای خوفناک. و چون لولوی دوران کودکی که خواب های شیرنمان را زهر می کرد هراس داریم از این آینده. اما هنوز قرارهای شبانه یمان را داریم؛ بوسیدن روی ماه به وقت دلتنگی. حرف هایمان را پیش ستاره ها می بریم و در آیینه ماه، به جستجوی عکس یکدیگر اشک می ریزیم. .. ما در تلخی این هراس طعم شیرین بوسه های شب های پرتغالی را از یاد برده ایم و در حسرت نفسی از عطر اقاقیا لذت عشق را به دست باد داده ایم. پ؛سها؛ عیدتون مبارک دوستان گلم. خامی شعر من رو به بزرگی خودتون ببخشید و این تحفه رو فقط به عنوان شعر داغی از تنور دل من بپذیرید. در پناه حق اسمونی باشید. یاعلی. [ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 19:6 ] [ سها ]
چقدر منتظر امدنت بودم. می خواستم تمام سالم مثل اسمت زیبا باشد. مثل1390. که بنظر من زیباست. اما نیامده خانه خرابم کردی. اول مردنجیبم را بردی به ناکجاآباد و همه را پیر کردی. و بعد هم قلبم را شکستی و روحم را کشتی. تمام سالم با بی حوصلگی گذشت. بی حوصلگی که حاصل دل مردگی و اشک های مدامم بود. از بلاهایی که به سرم آمد دیگر چیزی نمی گویم این آخر سالی. بگذار طعم وجودمان با همان شکلات های رنگارنگ شیرین بماند. با تمام اینه ها همیشه دوستت داشتم وئ منتظر بودم. هر روز و هرماه که از تو گذشت گفتم هنوز تا آخر سال مانده حتما اتفاقی می افتد و تو بهترین سال زندگی ام می شوی. آنقدر رو.زها آمد و رفت تا شد اسفند. هر روز که از این ماه می گذشت دا من بیشتر می خشکید. .. ... اما هنوز هفت روز مانده از تو. و من به اندازه هفت آسمان به این هفت روز امیدوارم. هنوز منتظر یک اتفاق خوب هستم. منتظر لبخند پدرم. و تعبیر خواب هایم. پ سها: ببقخشید دوستای گلم اگه یکم غمگین نوشتم. برام دعا کنید. شاید زیاد نتونم بیام بهتون سر بزنم.پیشاپیش عید همتون مبارک. بهترین ها رو براتون آرزو می کنم. در پناه حق آسمونی باشید. یاعلی. [ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 10:18 ] [ سها ]
من، سکوت، غوغایی در دل، غمی عجین شده با خون، من، پدرم و سکوت و خواب مداومش، و هذیان های گاه به گاهش... من، غرق در رویاهایی ناتمام، بی حوصله گیی مدام، من، یک قاب عکس کوچک، بوسه هایی با اشک، من، نوازش موهایی در خواب، من، دلتنگی، بغض... من، و شعرهای سیامک که از غزل های حافظ هم بیشتر دوستشان دارم.
ادامه مطلب [ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 10:31 ] [ سها ]
وب کوچولوی من تولد سه سالگیت مبارک.
از تو ممنونم که با تمام کوچکی ات همیشه بار غم های بزرگ منو به دوش کشیدی.
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 15:56 ] [ سها ]
مهربانی ام را گم کرده ام نگاه کن ببین زیر پای تو نیافتاده؟!!!
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 15:14 ] [ سها ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||